|
|
|||||
|
|
|
||||
|
عاشقانه هاي مصر باستان گردآوري وبرگردان : علي عبدالهي چاپ نخست 1384 شابك : 7-05-8765-964 32 صفحه 500 تومان
|
![]() |
||||
|
|
مقدمه شعر كهن مصر بهخاطر شرايط خاص اقليمي، بيش از اشعار و نوشتههاي هند، ايران و چين باستان برجا ماندهاست. از اينرو پاپيروسهاي مصري، افزون بر شناخت بسياري كه از دوران فراعنه به ما ميدهند، ما را با ترانههاي عاشقانهي آن ديار آشنا ميكنند كه حقيقتاً سرشار از تصاوير بكر، استعارهها و تشبيهات درخشان است. شعري كه در نهايت سادگي، بسيار امروزي مينمايد. ترانههاي عاشقانهي مصري در فاصلهي زماني 1300 تا1100 قبل از ميلاد بر پاپيروسها و سفالها نوشته شدهاند. به زباني كه اين اشعار بدان نگاشته شده زبان <مصري نو> ميگويند و يكي از زبانهايي است كه در حدود سالهاي 1350 پيش از ميلاد به زبان كتابت آن دوره ارتقاء يافت. اين اشعار، نابترين تجلي بيان شاعرانه و سخنورياي است كه ما از آن سرزمين سراغ داريم و قالب آزاد و بسيار فرديت يافتهاي دارند. يكي از ويژگيهاي اصلي و چشمگير آنها عشق به حيوانات، گياهان و درختان و توصيفات باغها و آبگيرهاست كه در آن به وفور يافت ميشود. دختر و پسر عاشق، گويي در باغ عدن مأوا دارند، اما همين بهشت هم عاري از خصم و خطر نيست. تازگي و نابي احساسها و دريافتههاي عاشقان، زبان تصويرها و صور خيال و تخيّل شگفت اين شعرها، پس از هزارهها هنوز سرمويي از طراوت خود را از دست نداده و در عين حال نيازمند هيچ تفسيري نيست. گفتنياست كه صورخيال و ويژگيهاي شاخص ادبي <غزل غزلهاي سُليمان> در كتاب مقدس <عهد عتيق>، بسيار وام دار شعر عاشقانه و غنايي مصر باستان است. همذات پنداري عاشق با طبيعت و نيز تمايل محبوب به ظاهرشدن در قالبي غير از قالب انساني يكي از درونمايههاي مورد علاقهي سرايندگان عاشقانههاي مصر باستان است. مثلاً در جايي عاشق ميخواهد در قالب چاپار شاهي، دختر خدمتكار محبوب، دربان يا رختشوي سراي يار و حتي انگشتري يا اسب در آيد تا به وصال يار رسد. اين درونمايهها بعدها نيز به ادبيات غنايي جهان راه يافت و انگارهي خاكساري و زبوني عاشقِ مرد و ناز و غمزهي محبوبهي زن، تبديل به محوري مسلم و مسلّط در شعر تمام جهان شد. از آنپس هرجا سخن از عشق بود، مرد، كنشگر بود و زن،كنشپذير و منفعل. تا دهههاي اخير كه البته همان درونمايه باز هم به صورتهاي ديگر و پنهانتر در كار است. امّا نكتهي جالب، كنشگري معشوقههاي مصر باستان در اين شعرهاست .آنها در همهي موارد منفعل نيستند، بلكه خود در قالب كلام، آرزويشان را به صريحترين وجه بازگو ميكنند، گو اينكه در بسياري از همين موارد هم البته تهمايهاي از همان انگارهي ناتواني و انفعال معشوقهي كلاسيك به گونهاي هويداست. البته شخصيتبخشي به طبيعت و به ياري آمدن درختها، پرندگان و دريا يا عكس آن، مضموني كهن در افسانهها و اسطورههاي ملل است. و تا امروز هم در شعر جهان برجا مانده است. آنچه ميخوانيد گزيدهاي است در حد مجال اين كتابچه از عاشقانههاي مصر باستان. در همهي زبانها از جمله فارسي نمونههايي از اين شعرها موجودند. برخي نمونهها راشاعراني چون ازراپاوند بازسازي كردهاند، از نو سرودهاند و افتادگيهاي متنها را در آن يا حذف كردهاند يا با زباني امروزين چيزي جاي آن گذاشتهاند، از اينرو ممكن است اين برگردانها تا حدي از متن اصلي خارج شده باشند. بسياري ديگر هم عين همان نوشتههاي كهن مصري را با همان صورت اوليه از كتيبهها رمز گشايي كردهاند. سپس در زبانهاي مختلف پژوهشگران از آن بهره برده و آنها را برگرداندهاند. ناگفته پيداست كه هر كدام از اين دو شيوه معايب ومحاسن خاص خود را دارد. يكي زيباست ولي وفادار نيست، يكي وفادار است ولي زيبا نيست. امّا خوانندگان به اين هر دو نيازمنداند. اشعاري كه ميخوانيد از زبان آلماني ترجمه شدهاند. مترجم آلماني كوشيده است تا حد ممكن شعرها را نزديك به متن اصلي پاپيروسها ترجمه كند و هر جا كه خالي بوده يا افتادگي داشته يا نقطهچين آمده، براي آن صفت، فعل يا اسمي پيشنهاد كرده كه با فضاي كل شعر هماهنگي داشته است. در مورد اخير در ترجمهي فارسي كلمات ياد شده به صورت خاكستري آمدهاند. مترجم فارسي كوشيده است در برگردانِ خود حدّ وسط را رعايت كند، زبان شعرها را كمي به <غزل غزلهاي سليمان> نزديك سازد و اندكي چاشني كهنگرايي به آن بدهد. چون زبان فارسي از منظر گوناگونيِ سبكهاي نوشتاري، بسيار توانمند است و غزل غزلها نمونهي موفق اينگونهي زبانيست كه، همانطور كه گفتم هم متأثر از شعر مصر است و هم بر شعر فارسي بيتاثير نبوده است. علي عبدالهي
|
|
|||