كلاه كافكا

 گزينه ي شعرهاي ريچارد براتيگان

 برگردان : عليرضا بهنام

چاپ دوم 1386

 شابك : 1-11-8765-964

32 صفحه

600 تومان

   
 

 

ريچاردگري براتيگان يكي از كليدي‌ترين چهره‌هاي ادبيات امريكا در نيمه‌ي دوم سده‌ي بيستم مسيحي به شمار مي رود. او كه كار ادبي‌اش را از ميانه‌ي دهه‌ي 50  و در 20 سالگي با سفر به سان فرانسيسكو و پيوستن به جنبش هنري بيت آغاز كرد. نخست به چاپ شعرهايش پرداخت. اولين  شعر شناخته شده‌ي او با نام "قلمرو دوم"در 21 سالگي‌اش به سال 1956 به چاپ رسيد. پس از آن براتيگان به ترتيب درسال‌هاي 1957ودوشعر بلندبهنام‌هاي"بازگشت رودخانه‌ها" و "اتو استاپ زن گاليله" را منتشر كرد كه اين كار موقعيت او را در جمع شاعران نامتعارف آن روزگار تثبيت كرد. براتيگان همان اندازه كه در شاعري متفاوت بود شيوه‌هاي متفاوت و بديعي هم براي ارايه‌ي آثارش جست‌وجو مي‌كرد. او در سال 1964 يعني زماني كه نگارش رمان "صيد قزلآلا در امريكا"  -كه بعدها به شاخص‌ترين نوشته‌اش تبديل شد و برايش شهرت جهاني به ارمغان آورد- را تازه به پايان برده بود شعرهايش را كنار خيابان به ره‌گذران مي‌فروخت. و در سال 1968 يعني يك سال پس از انتشار اين رمان جنجالي و بحث برانگيز، هم‌زمان با رمان "در قند هندوانه" كه آن‌هم از آثار مهم او تلقي مي‌شود مجموعه شعري منتشركرد به نام "لطفا اين كتاب را بكاريد" كه شامل 8 شعر بود كه روي جلد بذرگياهان چاپ شده بود. سه شعر انتهايي كتاب حاضر از بين آن شعرها انتخاب شده است. او در همان سال به سفارش جان لنون و پل مك‌كارتني كه با گروه موسيقي بيتلز قله‌هاي شهرت را در دنياي موسيقي فتح كرده بودند چند شعر و بخش‌هايي از رمان‌هايش را در قالب كاستي با عنوان "گوش‌دادن به ريچارد براتيگان" خواند و روانه‌ي بازار كرد كه در آن ابتكارهاي جالبي از خود نشان داده بود. ازجمله اين ابتكارها خواندنشعر كوتاه "عاشقانه" با 18 لحن مختلف توسط 18 نفراز جمله خود براتيگان و دخترش لانته براتيگان بود كه بحث‌هاي زيادي به دنبال داشت. اين نويسنده كه يكي از خلاق‌ترين نويسندگان سال‌هاي پرهياهوي ميانه‌ي سده‌ي بيستم است در سال 1984 با شليك گلوله‌اي از يك تپانچه به زندگي خود خاتمه داد. اين درحالي بود كه آثارش در همه‌جاي دنيا به زندگي خود ادامه دادند و عطش خوانندگاني را مي‌خواستند ادبيات را با تعريفي جديد بشناسند فرو نشاندند.

شعرهاي براتيگان با وجود سادگي بسيار فريبنده‌اند. او با شناخت كامل از روحيه‌ي بي‌حوصله‌ي خواننده‌ي امريكايي شعرهايي سرود كه خواندن‌اشان بيش از چند ثانيه طول نمي‌كشد با اين‌همه و در همان چند ثانيه تلنگري شديد به باورها و احساسات شنونده مي‌زنند كه همين راز تاثيرگذاري آن‌هاست. زيبايي‌شناسي او تركيبي از دستاوردهاي سورئاليسم فرانسوي و تفكر ضد بورژوازي است كه جان‌مايه‌ي آثار هنري معاصرش را شكل مي‌داد. و در عين حال در تضاد كامل با پدرسالاري قرار مي‌گيرد. براتيگان كه خود در خانواده‌اي فروپاشيده پا به عرصه‌ي جهان‌گذاشته بود در شعرهايش هرگز نه يك پدر بود نه كسي كه زندگي‌اش به ميل پدر تنظيم مي‌شود و نه حتا يك فرزند. اوباحمله‌هاي صريح‌اش بنيادهاي پدرسالاري رادرجامعه‌يامريكا هدف گرفته بود. گزينه ي حاضر نخستين مجموعه اي است كه از آثار براتيگان به صورت مستقل به زبان فارسي منتشر مي شود. حجم اندك آن به اعتقاد من براي معرفي شاعري كه نخستين مجموعه اش تنها 24 شعر در خود داشت و مجموعه اي 8 شعري نيز در كارنامه دارد مناسب به نظر مي رسد . در  عين حال ، تلاش كرده ام تا حد امكان اين گزينه شامل نمونه هايي از تمام دوران كاري براتيگان باشد تا بتواند تصويري كلي از كارنامه ي او به عنوان يك شاعر به دست دهد.

 

عليرضا بهنام‌

 

   
   

 

15%

مي‌كوشد تيغ بزند

مردان را

كه چيزي دست‌اش را نمي‌گيرد

چون‌كه او

15% زيباتر نيست‌

 

   
   

 

آمبولانس هايكو

يك تكه فلفل سبز

افتاد

بيرون از ظرف سالاد:

كه چي؟

 

   
   

 

فقط چون‌كه‌

 

فقط چون‌كه‌

مردم فكرت را دوست دارند

معنايش اين نيست‌

كه مجبور باشند

بدن‌ات را  هم دوست بدارند

 

   
   

 

سان فرانسيسكو

اين شعر يافته شد نوشته شده روي يك كيف كاغذي توسط‌ريچارد براتيگان دريك لباس‌شويي خودكاردرسان فرانسيسكو، سراينده نامعلوم است.