|
|
|||||
|
|
|
||||
|
عاشقانه هاي هندي برگردان : علي عبدالهي چاپ دوم 1386 شابك : 9-04-8765-964 32 صفحه 600 تومان
|
![]() |
||||
|
|
شعر كهن هندوستان تا حد زيادي متأثر از آثار كهن دينيƒ فلسفي برآمده از دوران دور آن سرزمين است. از شعر كهن هندي فقط نامها و سايههايي محو برجاست. نخستين شاعران مشهور هندي دوهزار و اندي پيش، <كاليداسا، بهارتري هاري و آمارو> هستند. اين سه شاعر، شعر هندي آن روزگار را به اوج چشمگيري رساندند و نام و آثارشان هنوز هم برجاست. پژوهشگران از اين دوره به دورهيكلاسيك شعرهندي ياد ميكنند اين دوره مصادف است با سدهي چهارم تا هفتم پس از ميلاد مسيح. در اين دوره، شعر بر خلاف آثار فلسفي و مذهبي صبغهاي كاملاً اين جهاني دارد و كمتر متافيزيكيست. شعر هندي به ويژه در اين سدهها عمدتاً شعري غنايي و عاشقانه است به مفهوم بسيار زميني كلمه.كاليداسا، شكوهمندترين شاعر اين دوران، در سدههاي پنجم و ششم ميلادي ميزيست. زندگي او در هالهاي از افسانه پيچيده است. ميگويند به دست زني به قتل رسيدهاست. ولي آنچه مسلم است همهي اين افسانهها برآمده از دل شعرها و تأثيراتيست كه آن شعرها بر خوانندگان ميگذاشته است. او شاعري بود تماماً عاشقانهسرا كه از وي به نغمهگر عشق ياد ميكنند. و باز ميگويند روزي پادشاه نيمي از يك شعر چهار سطري در حضور او سرود و قولداد به كسي كه اين شعر را كامل كند، صلهاي درخور خواهدداد. شعر اين بود: از يك گل، دو گل بَر رُسته به ناز كيست داند كه اين معّما را راز كاليداسا به محض شنيدن بيت بالا در ادامهي آن سرود: از نيلوفر سپيد رويت اي خوب جمال دو نيلوفر چشمانت برويد غمّاز كاليداسا يكي از بزرگترين درامپردازان هند هم هست. زيباترين بندهاي شعرياش درشعر <فصلها> <ريتوسا مهارا> به چشم ميخورد. اثري كه دقيقاً مشخص نيست از آن خود او باشد. از بهارتري هاري كه احتمالاً در سدهي هفتم ميزيسته نيز افسانهاي جالب بر سر زبانهاست. ميگويند وي ميان كامجويي و خوشباشي و پارسايي و خداترسي همواره در نوسان بود.و بنابر همين گفتهها هفت باركاهن شد و هفت بار به خوشباشي و كامجويي روي آورد. زماني كه در معبد به سر ميبرد، دستور داده بود هميشه بيرون دروازه گردونهاي آماده باشد تا اگر هواي آن وادي ديگر بر او چيره شد، بيدرنگ سوارش شود و برود پيِ دلش. سه اثر از او بر جاي مانده؛ صد شعر ِعاشقانه، صد حكمت اين جهاني و صد شعرِ آسماني. زيباترين اشعارش شعرهاي عاشقانه و آسماني است. <آمارو> يكي از عاشقترين شاعران هند باستان است .او جز از عشق نگفته و ننواخته است. در مجموعهي مشهورش <صد شعرِعاشقانه> به گونهاي پيگير و خستگيناپذير، زن را دستمايهي آثارش قرار ميدهد و از او ميسرايد. در افسانهها نيز علت گرايش او به مضامين عاشقانه و بازگفت سرشت زنان در آثارش چنين آمده است: وي پيش از آنكه در هيات مرد به جهان آيد، صد بار به هيات زن متولد شده بود.و در آخرين زايشاش در قالب مردي شاعر در صد شعر خود، هركدام يك خاطره و تجربهاز زايشها و زيستنهاي پيشيناش را بيان كرده است. شعر هنديان هيچگاه <من ƒ شعر> <شعر حديث نفس> نيست. شاعران با احساس شرمي هنرمندانه و بسيار ظريف از خود هيچ نميگويند، بلكه احساس و دريافتشان را از خويش برون ميافكنند و آن را در كسوت موقعيت به نمايش ميگذارند. موقعيتي كه انگار از دردها و شاديهاي ديگري ميگويد و آن را تجربه ميكند. اين هنر همواره ابژكتيو است، نشان ميدهد ،توصيف ميكند و همواره به نمايش ميگذارد.اين ابژهگرايي، شگرد هنريييست كه شاعر را در موقعيتي قرار مي دهد كه ميتواند گستاختر و صريحتر، از آنچه متحقق ميشود و نميشود، سخن بگويد. در اين شيوه، ديگر مسووليتي متوجه شاعر نيست، بلكه او از رنجها يا تجربههاي زيستهي ديگري سخن ميگويد. هواي گرمسيري و جنگلي همواره دردرونمايه وبرونهي<فرم> شعرهاي هندي ديده ميشود .اين شعرها پُراند از رنگهاي غريبواره و اگزوتيگ، بويصندل وصداي پرندگان. فرم با شكوه، آرايههايكلامي، بازيهاي زباني و فكري از مشخصههاي ساختار شعركلاسيك هندي است، كه البته يكي از ويژگيهاي مشترك ميان تمام آثار كلاسيك در دنياست. عشق از مضامين كهن شعري جهان است كه هنديان نيز از ديرباز در باب آن بسيار سروده و گفتهاند. عبارت مشهور <كاماسوترا> كه امروزه تقريباً در همهجا رايج است و در باب آن آثار و فيلمهاي بسياري تدوين شده از دستاوردهاي هنديان است در عرصهي روابط عاطفي و عاشقانهي ميان زن و مرد كه منشي كاملاً هندي دارد.گزينهي حاضر نيز از گلچينهاي مختلف از زبان آلماني ترجمه شده استقديميترين آن مربوط به سال 73 ƒ 1870 موجود در آكادمي سلطنتي علوم سنت پترزبورگ است و آخرين آن چاپِ 1980.ناگفته پيداست كه بسياري از شعرهاي غنايي هندي بنا به ملاحظاتي كه ميدانم و ميدانيد، نتوانستند در اين مجموعه بيايند. كمبود حجم كتاب نيز يكي ديگر از موانع كار بود.در اين گزينه كوشيدهام از عاشقانههاي مجازي، عرفاني و امروزي هر كدام نمونههايي بهدست دهم. شعرهاي ديوان <كبير> كه سرايندهاش عارفي ناميست به نام كبير و آنها را تاگور جمعآوري كرده ،همگي عرفانياند و تمثيلي و تحت تأثير انديشههاي ايراني و زبان فارسي سروده شدهاند.شعرهايي از خود رابيندرانات تاگور هم زينتبخش اين گزينه است.شاعري امروزي و عارفپيشه، تنها و نخستين شاعر آسيايي كه توانست جايزهي ادبي نوبل را از آن خود كند.در نهايت، اين دفتر، نخستين مجموعهاي است كه به اين شيوه و با موضوع عاشقانههاي هندي به فارسي منتشر ميشود. علي عبدللهي
|
|
|||