|
|
|||||
|
|
|
||||
|
نه من و آمد و رفت دو نمایشنامک از سامویل بکت برگردان:علیرضا بهنام چاپ نخست 1387 شابك : 7-22-8765-964 32 صفحه 600 تومان
|
![]() |
||||
|
|
سامویل بکت1 را امروزه بهعنوان یکی از شمایلهای ادبیات در سدهی بیستم میلادی بهجا میآوریم. اگرچه او خود در زمرهی نویسندگانی قرار میگیرد که با تبدیل نویسنده به شمایل در جامعه مخالفاند اما در سال 1989 یعنی زمانی که بکت دیده از جهان فروبست شهرت او به افسانه بدل شده بود، نمایشنامههایش در سرتاسر جهان روی صحنه رفته بودند، کتابهایش به اکثر زبانهای زندهی دنیا برگردانده شده بود و جایزهی ادبی نوبل را در سال 1969 از آن خود ساخته بود. اینهمه از بکت هنرمندی ساخت که بیش از هر هنرمند دیگری دربارهاش ادبیات انتقادی تولید شده است. شاید بهخاطر این گستردگی اقبال عمومی در زمان زندگی تنها بتوان بکت را با شکسپیر مقایسه کرد. طرفه اینکه هر دو نویسنده –هرکدام در زمانهی خود- میزان نمایشنامهنویسی را با آثار خود عوض کردند و عصر نوینی را در این هنر بنیان گذاشتند. در کشور ما مانند بیشتر نقاط دنیا بکت بیشتر با نمایشنامههای بلندش همچون «دست آخر2» ، «در انتظار گودو3» شناخته میشود و قسمت بزرگی از فعالیت ادبی او مانند سه رمان «مالون میمیرد4» ، «مولوی5 و «نام ناپذیر6»، شعرها و نمایشنامکهایش چنانکه درخور است شناخته شده نیست. متن هایی که در این کتاب به فارسی برگرداندهام به این قسمتِ کمتر شناخته شده از زندگیِ هنریِ بکت تعلق دارند. بکت «نه من7» را در بهار 1972 به زبان انگلیسی نوشت. این نمایشنامک8 نخستین بار تابستان همان سال در نیویورک روی صحنه رفت و در سال 1973 توسط انتشارات (Faber and Faber) در انگلستان منتشر شد. متن9 شامل یک تکگویی است که توسط شخصیتی با نام دهان01 که مطابق دستورالعمل نمایش با استفاده از نورپردازی تنها دهان او پیداست روایت میشود. نه من شخصیت دیگری هم دارد به نام شنونده11 که تنها در چهار ترجیع متن حرکاتی خفیف از خود نشان میدهد و در بقیهی زمان اجرا ساکت و بیحرکت باقی میماند. نمایشنامک «آمد و رفت21» در سال 1965 توسط بکت به زبان انگلیسی نوشته شد. اما او در سال 1966 این متن را به زبان فرانسه نوشت و با تغییرهای اندکی در گفتوگوها و یک آغاز متفاوت برای چاپ به انتشارات مینویی31پاریس سپرد. با اینحال آمد و رفت بههمان شکل نخستین در سال 1967 توسط انتشارات (Calder and Boyars) لندن بهزبان انگلیسی منتشر شد. در این متن41 سه شخصیت فلو، وی و رو با جنسیت نامشخص طی جملههایی کوتاه و بریده بریده به مرور خاطرات خود میپردازند. شخصیتهای بکت در نمایشنامکهایش انسانهایی جدا شده از هویت انسانی خود هستند که در آن واحد هم گویندهاند و هم به گفتههای خود گوش میسپارند. شاید عنوان نمایشنامک «نه من» که در مقابل مفهوم روانشناختی من به عنوان یک شخصیت ثبات یافته و جامعهپذیر انسانی قرار میگیرد بتواند گویای این رویکرد بکت به انسان باشد. نه من کسی است که با مرور گذشتهی خود از لحظهی تولد تا 70 سالگی میکوشد معنایی برای مجموعهی ناکامیها، ایمان، شک و ناسازگاریهای خود با جهان بیابد. گذشتهای که با بیثباتیش از او بهجای «من» یک «نه من» ساخته است که امروز حتا در سن و جنسیت خود نیز تردید دارد. سه شخصیت آمد و رفت نیز به شکل مشابهی بیهویتاند با این تفاوت که این سه هویت را در بازیابی یگانگی از دسترفته میان خود جستوجو میکنند. یعنی اینبار پرسش بکت از تعریف من در قیاس با منهای بیرون از من است. این کندوکاوهای بکت در مفهوم شخصیت انسانی از آنجا که با بازنمایی بیرونی موجود در تئاتر ناتورالیستی همخوانی نداشت او را بر آن داشت که تا سرحد امکان از بازنمایی پرهیز کرده و با روی آوردن به انتزاع آثاری خلق کند که با لایههای پیچیده در هم نمایش و بازی کلامی تماشاگر را در آن واحد به استفاده از درک شهودی و اندیشهی حسابگر فرا میخوانند. برگردان های حاضر از این دو متن بکت با استناد به نسخههای انگلیسی صورت پذیرفتهاند که بههمین دلیل با متنهایی که از فرانسه برگردانده شدهاند تفاوت دارند. از نه من تا جایی که من اطلاع دارم دو برگردان دیگر به زبان فارسی موجود است که اولی را مراد فرهادپور انجام داده و در مجلهی کارنامه منتشر شد و دیگری را هایده حائری برگردانده و نسخهای از آن روی اینترنت موجود است. از آمد و رفت نیز برگردان دیگری به قلم کیاسا ناظران در دست است که متن مورد استناد ایشان نسخهی فرانسوی بوده است. در سال 1380 نسخهای ادغام شده از این دو متن توسط گروه تئاتر صلح برای اجرا به شکل کافهای آماده شد که به کارگردانی کامبیز اسدی و با بازی حافظ آهی (دهان)، نسرین صالحآبادی (فلو)، الناز شعبانیان (وی) و سهیلا گلستانی (رو) تنها برای یک اجرا روی صحنه رفت و ادامهی اجرای آن با مخالفت روبهرو شد. در آن اجرا با صلاحدید کارگردان برای بخش آمد و رفت برگردان کیاسا ناظران از متن فرانسه و نه من با برگردان حاضر مورد استفاده قرار گرفته بود.
علیرضا بهنام
|
||||